به نام آنکه آموختن را هنر انسان قرار داد

50 قانون در تدریس خوب

1-   1-   جزوه ای را برای خود فراهم آورید  ولی خود را به آن مقید نکنید.

2-   2- همیشه مطلبی را که باید درس بدهید از نو مرور کنید تا کلاس درس همواره تازه ، شاداب وطبیعی باشد.

3-   3-  طبیعی درس بدهید اما از معلوماتتان چیزی را بدون تحقیق نگوئید.

4-   4- درس را همیشه به موقع شروع و به موقع تمام کنید.

5-   5-هر درس را با یک «خلاصه درس » شروع کنید. 

 

   6-هیچ وقت توقع نداشته باشید شاگردانتان مطلبی را بیاموزند یا بفهمند که خودتان آن را یاد نگرفته، نفهمیده         یا قادربه فهم آن نیستید.

7-      7-هرگز تا معلوماتتان بسیار فراتر از موضوع درس نباشد تدریس نکنید.

8-      8- هیچ گاه احساس نکنید که توجه به جزئیات دید محدود را جبران می کند.

9-      9- هرگز با به نمایش گذاشتن تبحر خود به شاگرد فشار وارد نیاورید زیرا شاگرد به آنچه شما میدانید بسیار کمترعلاقه دارد تا آنچه خود می تواند بیاموزد .

10- مغرور نباشید که از شاگردانتان بیشتر میدانید چون آنها به اختیار خود بعد از شما متولد نشده اند.

11- هیچ وقت گمان نکنید که شاگردانتان نادانی یا کم سوادی را با حماقت یکی می گیرند.

12- درس را حفظ نکنید بلکه مطالب را دقیقاً بفهمید.

13- به جز در مورد اعدادی که نمی توانید به خاطر بسپارید در سایر موارد از روی یاداشت درس ندهید.

14 – هرگز و هرگز نوشته های خود را با صدای بلند نخوانید زیرا اگر شاگردان شما بیسواد بودند درس شما را نمی گرفتند.

15 – خلاصه درس یا یاداشت های مفید را با خود داشته باشید اما از آنها استفاده نکنید چون یک بازیگر خوب به کسی که دیالوگ ها را به او برساند ندارد .

16 – یکنواخت صحبت نکنید چرا که علاقه دانش آموزباید به درس شما معطوف شود نه به صدای شما.

17 - با سرعتی سنجیده درس دهید که تند صحبت کردن سر در گمی می آوردو مبهم سخن گفتن ملالت بار است.

18 – خیال نکنید که با یکبار استفاده از یک لغت یا یک نظر شاگردان نسبت بدان «روشن» می شوند زیرا با اثبات است که تفکر جاذبه می یابد نه با اشاره.

19 – هرگز یک درس را دو بار تکرار نکنید به شاگردان نگاه کنیدتا دریابید که در عالم درس هستند یا نه.

20 – تفاوت تدریس و بازیگری در آن است که در اولی ابتدا موضوع می آید و بعداز آن خطوط کار مشخص می شود اما در دومی ابتدا خطوط کار مشخص می شود و از پی آن موضوع.

21 – همه سوالات شاگردان را به بهترین نحو پاسخ دهید زیرا به ندرت ممکن است که یک سوال تنها برای یک نفر پیش آمده باشد سوالات وقفه ای در تدریس پیش نمی آوردبلکه در ارتباط با هر سوال بقیه درس هم تدریس می شود.

22 – همیشه با این فرض درس دهید که شاگردان شما دوست دارند بیاموزند نه آنکه فقط می خواهند از امتحانات نمره بیاورند.

23 – از امتحانات  بصورت یک بخش ضروری تدریس استفاده کنید چون با نوع سوالات می توان برداشت شاگرد را از تدریس دریافت.

24 –از مطالبی که یادگیری آنها را از شاگردان نخواسته اید سؤال مطرح نکنید.

25 – همیشه شایستگی را بر شهرت مقدم دارید.

26 – همواره شاگردانتان را برای انجام کارهایشان تشویق کنید وهرگز آنها را به علت کوتاهی در انجام کاربد به حساب نیاورید .

27 – یک جوک را فقط در کمک  به آنچه درس می دهید بگویید نه به صرف خود آن جوک.

28 - هیچ گاه به شاگردانتان نخندید بلکه با آنها بخندید.

29 – همیشه همان قدر شاگردانتان را جدی بگیرید که می خواهید آنها شما را جدی بگیرند.

30 – خیلی خشک درس ندهید بلکه آنقدر شیرین درس بدهید که شاگردانتان جذب درس شوند.

31 – هرگز حالت معمولی خود را در کلاس از دست ندهید زیرا شاگردان علاقه ای به احساسات شخصی شما ندارند.

32 – با شاگردانتان از روی ملاحظه و ادب رفتار کنید تاآنها نیز با شما با ملاحظه تا کنند زیرا آنرا با نرمی اشتباه نمی گیرند.

33 – بین صمیمیت شاگرد و کم اعتنایی اش همچنین بین اختلاف هوشی و تفاوتهای فردی تفاوت قائل شوید.

34 – موقع تدریس به شاگردان نگاه کنید سقف ،کف و تخته جالب نیستند.

35 – هرگز فکر نکنید شاگردان فقط درس شما را دارند.

36 –اگر شاگردی می خوابد هیچ گاه خیال نکنید که او بی حوصله یا بی علاقه است ، شاید تمامی شب را بیدار بوده تا برای درسی دیگر نوشته ای را آماده کند.

37 – هرگز گمان نکنید سکوت شاگردان به معنای فهمیدن آنهاست ممکن است گیج شده باشند.

38 – هرگزدرس را تند شروع و آهسته تمام نکنید زیرا این کار نشان می دهد شما تحلیل رفته اید.

39 – هرگز درس را آهسته شروع و تند تمام نکنید چرا که با این کار شاگردان شما خسته خواهندشد.

40 – هر درس زبانی دارد و تدریس خوب زبان را یاد می دهد نه کلمات را.

41 – هرگز از یاد نبرید که یک اصطلاح یا مفهوم تازه را با نوشتن آن بر تخته یا تکرار آن طوری که شاگردان بتوانند آن را بنویسند در ذهن آنها تثبیت می کنید ، اما هرگز و هرگز هر جمله را تکرار نکنید که نتیجه تکرار کلمه به کلمه، گرفته شدن وقت کلاس است.

42 - تدریس را با دیکته گفتن اشتباه نگیرید زیرا تدریس عملی است خلاق که شاگرد در آن فعالانه دخیل است و از آن متاثر می شود حال آنکه دیکته تمرینی است مکانیکی که غیر فعالانه برای فهم بعدی صورت می گیرد .

43-  هیچ وقت آنقدر ساده نباشید که نا چیز به نظر آییدیا آنقدر پیچیده که پر از ابهام باشید . همچنین لازم نیست که یک درس واضح وساده باشد و یک درس عمیق و پیچیده.

44-  از آنچه تدریس ایجاب می کند پا را فراتر بگذارید.

45-  در پایان درس باید احساس خستگی توام با نشاط کنید که بی این دو احتمالاّ تدریس عالی بنوده است .

46-  توقع نداشته باشید که شاگردان شما بی نهایت گنجایش یادگیری داشته باشند (حدود اشباع ذهن بیشتر مربوط به فیزیولوزی است تا هوش)

47-  هیچ گاه ابتکاری را که با تجربه پدید آمده به باد استهزاءنگیرید

48 - هدف غایی تدریس آن است که شور و شوق دانش آموزان حفظ شود نه آنکه معلومات آنها بالا رود یک معلم خوب به جای افزایش معلومات خلاقیت را افزایش می دهد .

49-  توجه داشته باشید که هیچ وقت شما نمره را نمی دهید بلکه دانش آموزان نمره را می گیرند .

50-  بین خوب درس دادن و خوب امتحان گرفتن و یا خوب امتحان گرفتن و خوب نمره دادن فرق بگذارید.

)درس دادن چیزی است و امتحان گرفتن چیز دیگر و نمره دادن و ارزشیابی نیز همین طور یک معلم خوب باید بر هر سه تسلط داشته باشد .(

این مقاله نوشته هربرت سی فرد من استاد دانشگاه شیکاگو آمریکا می باشد که با اندکی دخل و تصرف ترجمه شده است

گرد آوری گروه دفاعی ناحیه 4

جمالی