بسمه تعالی

تکفیری ها چه کسانی هستند و دلایل قدرت آنها در دهه اخیر

(مهری دهقانی)


ورود فرهنگ غرب به جهان اسلام و فروپاشی امپراتوری عثمانی، بازتاب فراوانی در جامعه اسلامی داشت. مسئله خلافت از اساسی‌ترین مسائلی است که در صد سال گذشته، ذهن مسلمانان اهل سنت را مشغول کرده و در همین راستا صدها کتاب از سوی متفکران اسلامی نوشته و ده‌ها گروه سیاسی تشکیل شده است. خلافت اسلامی از دست رفته و جهان اسلام گرفتار فرهنگ غرب شده و هیچ بارقه امیدی دیده نمی‌شود، اکنون چه باید کرد؟ (فرمانیان،1382) 

 جواب تعداد کثیری از متفکران اهل سنت به این سوال، بازگشت به سلف بود. عده‌ای که دغدغه دین داشتند، راه حل اصلی را، بازگشت به سلف دانسته و خود را سلفی نامیدند. بازگشت به سلف، اولین بار در مصر طنین انداز شد و سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده، عبدالرحمان کواکبی، محب الدین خطیب و سید محمد رشید رضا اولین افرادی بودند که  شعار بازگشت به سلف را مطرح کردند، اما این شعار مورد سوء استفاده وهابیت قرار گرفت و آن‌ها نیز خود را سلفی نامیدند و افکار ابن تیمیه را به عنوان افکار سلف ترویج کردند و این چنین عده‌ای از دردمندان مسلمان به دام افکار ابن تیمیه افتاده و خشونت و تکفیرِ برگرفته از افکار وی را تبلیغ کردند.

این گروه‌ها برای احیای خلافت اسلامی و یا لااقل تاسیس حکومت اسلامی، به فتواهای ابن تیمیه متمسک شدند و گاه با حکم جهاد، تکفیر را در جهان اسلام نهادینه کردند. بنابراین می‌توان با قاطعیت بیان داشت که همه جریان‌های تکفیری از دل گرایش‌های فکری سلفیه بیرون آمده و سلفیان تحت تاثیر ابن تیمیه اند؛ به عبارت دیگر، امروزه جهان اسلام با پدیده‌ای به نام ابن تیمیه روبه‌رو است که به اسم سلف و سلفی گری، خشونت را ترویج می‌کند و به کفر دیگر مسلمانان فتوا می‌دهد.

 

واژگان کلیدی:تکفیر ، سلفی ،ارتداد ،وهابیت ،سلفیه جهادی

تاریخچه

سلفیها روایات خود را مستقیما از احمد بن حنبل (متولد 241)، احمد بن تیمیه (متولد 728)، ابن القیم الجوزیه(متولد 751) و محمد بن عبدالوهاب تمیمی نجدی (متولد 1115-1206) میگیرند. سلفیه بعد از محمد بن عبدالوهاب به صورت یک شکل و ساختار سیاسی درآمد و هم پیمانی وی با محمد بن سعود پایه گذار حاکمیت آل سعود در عربستان به این روند تسریع بخشید. پیوند میان علما و حاکمان سعودی گرچه دچار تغییر و تحول شده است و شیوخ وهابی از برخی اختیارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند اما در عین حال هنوز هم از وضعیت و جایگاه خوبی در نظام سیاسی سعودی برخوردار هستند. علاوه بر سرزمین حجاز، مصر نیز از تغییر و تحولات عقیدتی برکنار نماند و سلفی های این کشور با اقدامات و فعالیتهای حسن البناء و جنبش اخوان المسلمین، سیر جدید ی در آموزه های عقیدتی اهل سنت تجربه کردند. اما با مرگ زودهنگام حسن البناء جنبش اخوان المسلمین تحت تأثیر اندیشههای دو شخصیت، به نامهای ابوالاعلی مودودی و سید قطب قرار گرفت و آنها ضمن تثبیت روش پای بندی به متون دینی بر اساس دیدگاه های خاص فقهی خود، دیدگاه تکفیر را  پایه گذاری کردند.

چیستی جریان‌های تکفیری                  

از آن جا که تمام جریان‌های تکفیری از دل سلفیه بیرون آمده اند، بنابراین شناخت آن‌ها، بدون شناخت سلفیه امکان پذیر نیست و چون تمام افکار سلفی‌‌گری وابستگی کامل به آرای ابن تیمیه دارد؛ به همین جهت ابتدا باید تفکرات ابن تیمیه را شناخت و سپس درباره جریان‌های تکفیری سخن گفت.

ابن تیمیه رهبر علی الاطلاق تکفیری ها:

یقینا رهبر تمام جریان‌های تکفیری ابن تیمیه است و بدون او این جریان‌ها، بی معناست. وی در سال 664 قمری در خانواده‌ای حنبلی - متولد شد. و تاریخ اصحاب حدیث پر است از کشمکش‌های آنان با اشاعره و صوفیان بنابراین مخالفت ابن تیمیه با آنان تازگی نداشت؛ آنچه تازگی داشت اجتهادهای جدید او بود. وی با تضییق در مفهوم سلف و تفسیر جدید از حدیث خیرالقرون، مکتب سلفیه  را تاسیس کرد.

ابن تیمیه با توسعه مفهوم عبادت، بسیاری از عقاید و اعمال مسلمانان، به ویژه احترام به قبور را از مصادیق شرک دانست و فاعلانش را از مسلمانی خارج و متهم به کفر و شرک کرد. (ابن تیمیه ،2005) ابن تیمیه در آثارش صدها بار، از الفاظ تداعی کنندة تکفیر استفاده کرد.

 وی با حرام دانستن تقلید از ائمه اربعه و اعتقاد به انفتاح باب اجتهاد، خود را مجتهد مطلق دانست و حتی فتوا داد که تقلید از ائمه اربعه کفر و ارتداد است.(ابن تیمیه،2005)  همین مسئله باعث گردید که امروزه، در نگاه پیروانش، تقلید حرام باشد و مجتهدانی، مثل: اسامه بن لادن و زرقاوی ظهور کنند که از اسلام چیزی نمی‌دانند، اما به راحتی فتوا به کفر و قتل می‌دهند. در به عبارت دیگر اولین فردی که مجوز جهاد علیه حاکم مسلمان را صادر کرد، ابن تیمیه است و امروزه جهادی‌ها با تمسک به فتواهای جهادی ابن تیمیه به کشتار مسلمانان دست می‌زنند.

جریان‌های تکفیری در عصر حاضر

در سی سال اخیر، گروه‌های متعدد و متنوعی از جریان‌های تکفیری در کشورهای اسلامی به وجود آمده اند که غالبا به یکی از سه جریان اصلی تکفیریِ وهابیت، سپاه صحابه و طالبان و سلفیه جهادی (القاعده) وابسته اند. بیشتر این گروه‌ها تابع مقتضیات زمان به سلفیه جهادی پیوسته؛  بنابراین مهم‌ترین گروه، سلفیه جهادی است که جهاد را واجب دانسته و صدها گروه به آن متعلق است.

وهابیت و تکفیر مسلمین

وهابیت تحت تاثیر افکار ابن تیمیه، مسلمانان را به سبب، توسل به ارواح بزرگان و احترام به قبور اولیای الهی، مشرک به شرک جلی و کافر به کفر اکبر می‌داند بنابراین مسلمانان باید دوباره اسلام آورده و شهادتین را به زبان جاری کنند و از اجداد خود تبری جویند؛ در غیر این صورت کشتن آنان در صورت امتناع از پذیرش دوباره اسلام واجب است و اموال و زنان و فرزندانشان به عنوان غنیمت جنگی گرفته می‌شود.(سبحانی ،1375) و (رضوانی،1384)

محمد بن عبدالوهاب در رساله نواقض الاسلام، ده چیز را ناقض اسلام دانسته و به کفر مرتکب آن فتواداده است: که در اینجا به نمونه هایی اشاره میکنیم

شرک در عبادت خدا، مانند: ذبح  کردن برای غیر خداوند، و حال آن‌که تمام مسلمانان نذر را مخصوص خدا می‌دانند و ثوابش را به اولیای الهی هدیه می‌کنند.

کسی که میان خود و خداوندواسطه‌ای قرار دهد و از وی طلب شفاعت کند، به اجماع علما کافراست! البته معلوم نیست که منظور محمد بن عبدالوهاب از اجماع یاد شده، اتفاق نظر فقهای اسلامی است یا فقط خودش منظور است!

  کسی که مشرکان را تکفیر نکند یا در کفرآن‌ها تردید کند یا عقایدشان را درست بپندارد، کافر است! بنابراین، به عنوان نمونه کسی که در کفرِ توسل‌کنندگان به رسول خدا(ص) تردید داشته باشد، خودش هم کافر خواهد بود.

کمک به مشرکان و یاری رساندن آنان علیه مسلمانان، کفر است. البته ظاهرا منظور محمد بن عبدالوهاب از مشرکان،مسلمانان غیروهابی و به ویژه صوفیان و شیعیان است که به پیامبر(ص) توسل می‌کنند.....

وی در همه این موارد،

 تنها به مسلمانان نظر داشته است! (مجموعه الرسایل عبد الوهاب،ج 1)

سپاه صحابه و تکفیر شیعه                    

پیشینه فکری سپاه صحابه به جریان فکری دیوبندیه باز می‌گردد. ( فرمانیان،1382) در قرن دوازده هجری در هند فردی ظهور کرد که حامل برخی از افکار ابن تیمیه بود. شاه ولی الله دهلوی با تلفیق تصوف، ماتریدیه با سلفیت، مکتبی ایجاد کرد که بعدها با عنوان «مکتب دیوبندیه» شناخته شد.

از تفکرات دیوبندیه، در سال 1985 جریان تکفیری سپاه صحابه در پاکستان به وجود آمد، که به تکفیر شیعه می‌پردازد و کاری به غیرِ شیعه ندارد؛ برخی از فتواهای بزرگان دیوبندیه مبنی بر کفر شیعه، مستمسکی برای سپاه صحابه بر تکفیر شیعیان و به شهادت رساندن آن‌ها شده است.(فرمانیان ،1382)

سلفیه جهادی و گسترش خشونت و قتل به اسم اسلام

سومین و مهم‌ترین جریان تکفیری، جریان سلفیه جهادی است که از آن، القاعده و داعش بیرون آمد. پیدایش سلفیه جهادی، بازگشت به کتابی از سید قطب به نام معالم فی الطریق می‌کند. سید قطب با نگارش این کتاب بیان داشت که ما در دوران جاهلیت قرن بیستم که بدتر از جاهلیت زمان پیامبر است زندگی می‌کنیم و باید این جاهلیت را که همان فرهنگ غرب است از بین ببریم.  سخنان سید قطب تا اینجا اشکالی نداشت، اما دومین مسئله‌ای که ایشان در این کتاب مطرح کرد و جهان اسلام را به تلاطم انداخت. این بود که: هر کس به این جاهلیت راضی باشد او هم کافر است و تمام شهرهای اسلامی، شهرهای جاهلی است. این‌چنین شد که تمام مسلمانان و شهرهای‌شان به حکم سید قطب کافر شدند! سید قطب به پیروانش توصیه کرد که همچون پیامبر از مکه جاهلی به مدینه النبی هجرت کرده و یک شهر اسلامی تشکیل دهند و سپس با جهاد، برای تشکیل حکومت اسلامی بکوشند.(مسجد جامعی،1393)

در همان زمان، تعدادی از جوانان تندرو و افراطی اخوان المسلمین به تفکرات سید قطب پیوسته و گروه‌های تکفیری متعددی را در مصر و کشورهای عربی تأسیس کردند

جنگ افغانستان فرصت خوبی برای سلفیان جهادی بود. شوروی کافر به کشوری اسلامی حمله کرده و دفاع از اسلام و مسلمانان با فتواهای جهادی علمای اهل سنت و وهابیت واجب گردید. این تحلیل باعث گردید که بسیاری از سلفیان جهادی به افغانستان رفته و با عنوان «افغان العرب» یا عرب - افغان مشغول جهاد علیه شوروی شوند. فتاوای جهاد علمای وهابیت و دیوبندیه در این زمینه، رغبت این افراد را دوچندان کرد و اسامه بن لادن با آشنا شدن دکتر عبدالله عَزّام، رهبر افغان العربها، و حکم جهاد علمای وهابی، راهی افغانستان شد و در آن‌جا به عنوان معاون عبدالله عزام مشغول به کار شد و رشادت‌هایی از خود نشان داد.(مژده،1388)

 بعد از جنگ افغانستان و ترور عبدالله عزام ، افغان العرب‌ها پراکنده شده و اسامه بن لادن به سودان رفت. در سال 1994 بار دیگر سلفیان جهادی، دورِ هم جمع شده و اسامه بن لادن را به عنوان رهبر خود انتخاب کردند و این‌چنین گروه تکفیری القاعده در پیشاور پاکستان تاسیس شد، با بمب‌گذاری در سفارت خانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا و حمله به کشتی آمریکایی در خلیج عدن، القاعده به عنوان گروه تروریستی از سوی آمریکا معرفی شد. در این زمان طالبان در افغانستان ظهور کرده و از بن لادن برای حضور در افغانستان دعوت به عمل آورد و اسامه بن لادن از سودان به افغانستان رفت. آمریکا از طالبان، اسامه بن لادن را به عنوان رهبر گروه تروریستی القاعده، درخواست کرد، که با مخالفت طالبان مواجه شد.حادثه 11سپتامبر نقطه عطفی در تاریخ تحولات معاصر است .حوادث11 سپتامبر باعث ارتقای راهبردی گروه های نظامی و شبه نظامی و محوریت قرار گرفتن تفکر القاعده شد.چنین پدیده ای از زمان پیدایش، عمدتا از سوی تفکر استراتژیک کاخ سفید مورد حمایت قرار گرفت اما بعد ها با توجه به اصطکاک منافع آنان در منطقه، نزاعی عمیق میان آنان قرار گرفت و در نهایت باعث تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان شد.

با حضور آمریکا در خلیج فارس و حمله به عراق، گروه جدیدی در عراق شکل گرفت که رهبری آن را ابومصعب زرقاوی به عهده داشت. زرقاوی بیشترین حملاتش به سمت شیعیان بود و در بیانیه‌های خود استدلال می‌کرد: از آن جهت که شیعۀ کافرِ مشرک با آمریکای کافر هم‌دست شده و به قتل مسلمین پرداخته و برای نهادینه کردن فرهنگ جاهلی در کشور عراق تلاش می‌کند، از این رو بیشترین حملات ما باید متوجه حکومت شیعه در عراق باشد تا نه آمریکا به هدفش برسد و نه شیعه بتواند در عراق جای پایی پیدا کند.(فصلنامه هفت اسمان ،شماره47) با ظهور بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی و اتفاقات سوریه، گروهی با عنوان داعش (دولت اسلامی عراق و شام) از جبهه النصره که زیر مجموعه القاعده بود، خارج شد و دیگر از دستورهای ایمن الظواهری تبعیت نکرد و گروه تکفیری جدیدی به وجود آمد که مهم‌ترین هدفش تشکیل حکومت در عراق و شام است و مهم‌ترین مخالفان خود را شیعیان عراق و شام  می‌داند و با دولت سوریه و عراق می‌جنگد.

این سه جریان، مهم‌ترین جریان‌های تکفیری جهان اسلام هستند، خود هر کدام به صدها گروه کوچکتر تقسیم  شده و در هر کشوری با نام خاصی ظهور یافته‌اند. 

 سازمان ها و جنبش های متعددی که حول محور القاعده در عراق فعالیت می کنند، عبارتند از:

1- سازمان قاعده الجهاد فی بلاد الرافدین

این سازمان خطرناک ترین گروه تروریستی عراق است که اساس فعالیت های آن شامل بمب گذاری خودروها، ترور و آدم ربایی، کشتن بی گناهان، سربریدن و مثله کردن اجساد است. این سازمان ارتباط مستحکمی با سازمان های نظامی بعثی مثل "ارتش اسلامی عراق - گردان های ثوره العشرین " دارد و با سازمان های تروریستی جهانی هم ارتباطات مستحکمی دارد.

حوزه فعالیت این سازمان مناطقی چون انبار، موصل، تکریت، دیالی و حومه های جنوبی و شمالی و غربی بغداد است.

2- ارتش انصار السنه

3- ارتش اسلامی عراق

4- حزب التحریر.                                                     

5- جیش الطائفه المنصوره

این گروه در اواخر ژوئیه 2005 ظهور کرد. پرتاب خمپاره به سمت زائران امام موسی کاظم در تاریخ 13آگوست 2005 از سوی این گروه بر عهده گرفته شد 6- گروه یاران اهل سنت (مناصروا و اهل السنه)

7- سپاه عمر

8- گروه الانصار وابسته به گردان انتحاری براء بن مالک.

9- جیش محمد (الحق)

10- گروه ابوایمن

11- گردان زبیر بن عوام

حوزه فعالیت این گروه مناطق ابوغریب، الرضوائیه، خان ضاری و الزیدان است و رهبر آن ابوزبیده البابلی است. این گروه در تاریخ 26 سپتامبر2005 بیعت خود را با سازمان قاعده الجاد فی بلاد الرافدین اعلام کرد ولی در گذشته به گردان های ثوره العشرین وابسته بود. شیوه کاری آن بهکارگیری خودروهای بمبگذاری شده، بمبگذاری و پرتاب موشک است.

چرایی شکل گیری جریان‌های سلفی

عدم حضور یک تفکر اسلام گرای بدیل در صحنه جهان اسلام

بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی، جهان اهل سنت به دنبال ایجاد جایگزینی برای آن بود و در این راستا تلاش فراوانی کردمرحوم حمید عنایت در دو اثر معروفش درباره اندیشه سیاسی مسلمانان و تلاش متفکران و مصلحان اهل سنت برای راه اندازی مجدد امپرانوری اسلامی، به خوبی نشان داده است که علمای اهل سنت در زمینه اندیشه سیاسی با وضعیت فعلی جهان اسلام چه راه‌حل‌هایی داده‌اند، اما مسائل جهان اسلام پیچیده‌تر از آن بود که این راه حل‌ها جواب دهد و  تلاش‌های عالمان اهل سنت شکست خورد و روزنه‌‌امیدها به یاس تبدیل شد.(فرمانیان،1382)

جریان‌های فکری متعددی در جهان اسلام شکل گرفت تا عقب ماندگی و تحقیر مسلمانان را جبران کند، اما هیچ، یک نتوانستند برای جهان اسلام کاری انجام دهند. جریان روشنفکری که بیشتر افکار و  فرهنگ غرب را پذیرفته بود، به جای این که فکری برای اسلام کند، خود جذب مدرنیته شد و اصول اومانیسم را پذیرفت و اسلام را به نفع غرب تفسیر کرد.

در این جا بود که شعار بازگشت به سلف که از سوی سید جمال و محمد عبده در جهان طنین انداز شده بود، از سوی عده‌ای، مثل وهابیت و سید محمد رشید رضا به نفع ابن تیمیه مصادره شد و بازگشت به سلف تفسیری ابن تیمیه‌ای یافت. 

شعار، بازگشت به سلف

نزد اهل سنت کلمه سلف قداست خاصی دارد و یادآور دوران اوج خلافت خلفا و صحابه است. در نگاه اهل سنت دو چیز در قدرت سیاسی مهم است: اول امپراتوری و اقتدار خلافت و دیگری گسترش سرزمین‌های اسلامی و فتح کشورهای مشرک و تبدیل آن به کشور توحیدی. در نگاه اهل سنت این اقتدار در دوره خلفا و سپس در دوره بنی امیه بیش از دیگر خلافت‌ها تجلی یافته است. از این‌رو بازگشت به سلف، یعنی بازگشت به اقتدار گذشته.

 

همگرایی رویکرد توحیدی سلفیان با دستگاه فکری اهل سنت

دلیل دیگر گسترش تفکر سلفی، رویکرد توحیدی سلفیان است که با دستگاه فکری اهل سنت سازگار است. تمام اهل سنت اعم از اشاعره، ماتریدیه و اصحاب حدیث قائل به نظریه «خلق افعال عباد» یا «کسب» هستند؛ یعنی تمام اهل سنتی که تحت تاثیر تصوف نیستند، قائلندکه تمام افعال اختیاری اولیاء الله، همگی خلق خدا و کسب عبد است. با این تفسیر، پیامبری که نمی‌تواند حتی افعال اختیاری خود را بیافریند، چگونه می‌تواند مرده زنده کند و مریض را شفا دهد. بنابراین بر اساس تمام مکاتب اهل سنت، آیاتی که خلق و شفاء را به اولیاء الله نسبت می‌دهند، مَجاز است، نه حقیقت و آیه (خلق کل شی) بر تمام آیات قرآن، حاکم است؛ به همین سبب استغاثه به ارواح اولیای الهی بنابر نظریه کسب، نزد همه اهل سنت، بوی شرک می‌دهد،.

. بنابراین تفکر اهل سنت پتانسیل‌های زیادی برای پذیرش افکار سلفی‌گری دارد، ولی به شرط آن که با رویکرد ملایم و ضد تکفیری باشد.

تفکر اموی

رفتار اشتباه گروهِ مخالفان تقریب در شیعه، مثل: آیت الله شیرازی و وابستگان به این طیف فکری در اهانت به مقدسات و بزرگان اهل سنت، به شدت در گسترش تفکر عثمانی اموی تاثیرگذار است

قدرت یافتن شیعیان در ایران

عامل دیگرِ گسترش سلفی‌گری، به قدرت رسیدن شیعه در ایران و سپس در دیگر کشورهاست. از نظر یک سنی، خلافت اسلامی، به مراتب بیشتر از یک شیعه، اهمیت دارد. اهل سنت در طول تاریخ همیشه دارای امپراتوری و خلافت بوده‌اند. اکنون یک سنی می‌بیند که شیعۀ بدعت‌گذار به حکومت رسیده، اما سنی‌ای، که حق است، نتوانسته به حکومت برسد. در نگاه یک فرد سنی، مشکل از کجاست که خدا از اهل سنت روی گردان شده و شیعه کافر را قدرت داده است. در نگاه آنان، مهم‌ترین دلیل روی‌گردان شدن خدا از اهل سنت، دور شدن آن‌ها از ایمان و عمل سلف است. لذا بازگشت به سلف که فقط از سوی سلفی‌ها مطرح می‌شود و به شدت تحت تاثیر ابن تیمیه است، تنها راه‌حل برون‌رفتِ جهان اسلام از این وضعیت است که مورد پذیرش جوانان نیز قرار می‌گیرد.

 

خلاصه:

در حال حاضر یکی از عوامل مهم فتنه گری در منطقه جریان سلفی تکفیری است که در لباس دفاع از سنت، عملا در مسیر منافع غربیان گام برمیدارد.

مهم‌ترین عامل قدرت‌یابی جریان‌های تکفیری بدون شک و شبهه‌ای، حضور نظامی آمریکا در منطقه در دهة اخیر است. بر اساس تفکر سید قطب، همه مشکلات ما از جاهلیت قرن بیستم است و جاهلیت قرن بیستم چیزی به غیر از فرهنگ غرب و دموکراسی و اومانیسم نیست. یک دهه است که آمریکا با تمام توان حتی به صورت نظامی - آمده است تا این فرهنگ را در منطقه نهادینه کند..

  منابع و مآخذ:

1-مهدی فرمانیان، چیستی و چرایی شکل گیری جریان های تکفیری... ، فصلنامه مشکات، شماره103

2-ابن تیمیه، مجموعه ی فتاوی، انتشارات دارالفاء، 2005 م

3-جعفر سبحانی، آئین وهابیت، انتشارات مشعر1375

4-علی اصغر رضوانی، پاسخ به شبهات وهابیت و سلفی گری، نشر قم1384

5-مهدی فرمانیان، مقاله دیوبندینه، مجله طلوع، شماره6، 1382

6-علی رضا میرزایی، سپاه صحابه نماینده ی افراطی گری دیوبندینه، مجله سراج منیر شماره 11، 1392

7- مهدی فرمانیان،سلفیه و تقریب، فصلنامه هفت آسمان، شماره47

8-سایت  WWW.ERFAN.IR

9-سایت  WWW.ALTOHID.COM

10-وحید مژده، بیست مقاله، پیام آفتاب، 1388

11-گرایش فکری سلفیه، فصلنامه ی علمی-ترویجی مشکات مشهد شماره 103

12-مبانی فکری سلفیه، ویژه نامه علمی ادیان و مذاهب، انجمن ادیان و مذاهب

13-خبرگزاری جمهوری اسلامی، قتل اسامه بن لادن،1383

 

تهیه کننده : مهری دهقانی

                          دانشجوی دکترای فلسفه آموزش وپرورش

                           دبیر دفاعی ناحیه 4 اصفهان